ابراهيم اصلاح عربانى

156

كتاب گيلان ( فارسى )

تهيهء اسباب ترقى و سعادت مملكت ، ساعى و جاهد باشند . محمد على شاه قاجار . » « 92 » شاه در همان ايام با صدور دستخطى از تقصير گناهكاران درگذشت و عفو عمومى داد . هيئت دولت نيز كه به كفالت سعد الدوله تشكيل شده بود براى دلجوئى از آزاديخواهان و فرونشاندن جنبشها و آشوبها طى اعلاميه‌اى متذكر شد هركس از مشروطه بدگوئى كند و يا خبرهاى دروغى درباره آزاديخواهان منتشر سازد مورد مجازات سخت واقع مىشود . محمد على شاه به منظور جلوگيرى از حركت اردوى گيلان به پايتخت تلگرافى به سپهدار مخابره كرد و به وى خاطرنشان ساخت كه چون مشروطه را مجددا عطا فرموديم و مجلس شوراى ملى هم به زودى افتتاح خواهد شد شما و همراهانتان به رشت مراجعت كنيد و منتظر دستور دولت باشيد . عده‌اى از آزاديخواهان در سراسر كشور به وعده‌هاى شاه دل خوش كردند و مجالس جشن و سرور برپا داشتند . سپهدار نيز از فرمانهاى مختلف شاه و اقدامات كابينه و مخصوصا تلگرافى كه به وى مخابره شده بود شادمان گرديد زيرا تصور مىكرد اقدامات او موجبات اعاده مشروطيت و آزادى را فراهم آورده و شاه را مجبور به اطاعت از ملت ساخته است . اين طرز تفكر از خلال يادداشتهاى خصوصى او به خوبى پيداست ؛ وى مىنويسد : « امروز كه 28 است ده روز است در قزوين هستيم به حمد اللّه به مقصد و مقصود خود كه تحصيل مشروطه بود نائل شديم و شكر الهى را بجا آورديم روسفيد دنيا و آخرت شديم ، آرزوى ما همين بود ، حالا با تهران مشغول بعضى سؤال‌وجوابها هستيم محمد ولى سپهدار اعظم . » در زير يادداشت فوق اين جمله اضافه شده است : « امروز كه 28 است در خانه مجد الاسلام قزوينى هستيم فردا را به باغ خود پهلوى دروازه مىرويم كه ناز بر فلك و حكم بر ستاره كنم بواسطه خدمت به ملت و تحصيل اعاده مشروطيت . » « 93 » صدور فرمانهاى مختلف از طرف محمد على شاه در جهت استقرار مشروطيت و مخابره تلگرافهاى ملاطفت‌آميز او سپهدار را بيش از پيش به موفقيت خود مطمئن ساخت . كسروى از قول يك شاهد عينى مىنويسد كه چهار روز پس از فتح قزوين تلگرافى از محمد على شاه داير به اعطاى مجدّد مشروطيت و شروع انتخابات رسيد . محمد ولى خان سپهدار تلگراف مزبور را براى مجاهدين خواند و دستور داد كه شهر چراغانى شود ليكن آزاديخواهان اظهار عدم رضايت كردند . ميانه آزاديخواهان با سپهدار بهم خورد و دور چادر او را محاصره كرده از بازگشت وى به رشت جلوگيرى نمودند . اين مطلب نبايد درست باشد زيرا فرمان اعطاى مجدد مشروطيت دقيقا همزمان با زادروز تولد محمد على شاه و به همين مناسبت پخش شد و تلگرافى به تمام ولايات ابلاغ گرديد . در همين روز چنان‌كه ديديم قزوين به تصرف مجاهدان گيلان درآمد . سه روز بعد سپهدار وارد قزوين شد . بنابراين قبل از ورود او فرمان مزبور به اطلاع همگان رسيده بود و خواندن آن براى مجاهدان توسط سپهدار پس از چهار روز معنى نداشت . فرمانى كه به تاريخ بيست و هشتم ربيع الآخر در پاسخ تلگراف معز السلطان صادر شد سپهدار را به موفقيت خود و تسليم محمد على شاه مطمئن ساخت و پس از دريافت اين فرمان بود كه دستور چراغانى شهر را صادر كرد . معز السلطان در زمره كسانى قرار داشت كه معتقد بودند صدور فرمان اعطاى مجدد مشروطيت و دستور شروع انتخابات از سوى محمد على شاه حيله‌اى بيش نيست و فقط به منظور فرونشاندن آتش انقلاب است لذا پس از آن‌كه فرمان اعطاء مشروطيت از طرف محمد على شاه صادر شد تلگرافى به وى مخابره كرد كه از اين‌قرار است : « امروز دستخط تلگرافى اعليحضرت همايونى زيارت شد ولى معلوم نبود كه همان قانون اساسى كه حجج اسلام تصديق كرده و اعليحضرت به صحّه خود موشح فرموده‌اند همان است يا خير ؟ مستدعى است دستخط شرف صدور يابد كه پارلمان را فورى افتتاح فرموده و همان قوانين اساسى و انتخابات مجرى شود . امضاء : معز السلطان و عموم مجاهدين » پيرو تلگراف مزبور شاه فرمانى صادر كرد كه در حقيقت جواب تلگراف معز السلطان بود ، بدين‌شرح : « هرچند رفاهيت رعاياى ما كه اولادهاى معنوى ما هستند در پيشگاه ملوكانه ما منظور و اتحاد دولت و ملت مقصود ذات همايون ما بوده است چون توضيح در هرامر باعث رفع اشتباه و حصول اطمينان است پس براى اين‌كه مقصود خودمان را ظاهر ساخته و نيات مقدسمان را ثابت نمائيم و براى اين‌كه اذهان عمومى مطمئن و اسباب دلگرمى رعايا را فراهم نمائيم و همچنين توضيح به فرمان سابق داده باشيم ما مىنويسيم كه مشروطه ايران بر وفق همان مواد 158 قانون اساسى برقرار است و اين مايه آسايش و ترقى ملت ايران خواهد شد . 28 ربيع الثانى . محمد على شاه قاجار » . پس از صدور اين فرمان بود كه سپهدار به يكى از نزديكان خود گفت : « اينك كه شاه در مقابل خواستهاى ملت تمكين كرده و راه تسليم را پيش گرفته و مشروطيت را اعاده داده و مجلس را هم با همان شرايط و مقررات بازخواهد كرد ديگر رفتن ما به تهران و جنگ‌وجدال راه انداختن مورد ندارد و بهتر است با كليه قوا به رشت برگرديم و منتظر وعده‌هاى شاه بشويم ؛ هرگاه بطوريكه اعلان كرده و قول داده عمل كرد و مجلس را بازنمود كه مقصود ما انجام يافته و هرگاه باز نقض قول كرد و عهدشكنى نمود و راه خلاف پيش گرفت مجددا با همين قوا به تهران برمىگرديم و مكافاتش را كف دستش مىگذاريم . » سران انقلاب با اين عقيده موافق نبودند و مىگفتند اگر در اين موقع به دنبال موفقيتهاى بيشمارى كه نصيب ما شد به تهران حمله نكنيم و ريشه فساد را قطع نسازيم بعدها كه شور انقلابى مردم فرونشست هرگز كارى از پيش نخواهيم برد . شاه و رئيس الوزراء كه از اقدامات خود در جهت بازگرداندن مجاهدين

--> ( 92 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ناظم الاسلام كرمانى ، بنياد فرهنگ ايران ، بخش دوم ، 1349 ، صفحه 400 و 401 . ( 93 ) . تاريخ مختصر زندگانى و خدمات محمد ولى خان خلعت‌برى ، عبد الصمد خلعت‌برى ، تهران 1328 ، صفحه 46 .